







نمي خواستم مثل اشكاش يه روز از چشاش بيفتم

چي شده اون همه احساس اينو هرگز نميدونم
ديگه بسمه شكستن نمي خوام عاشق بمونم
گم شدم تو شب چشماش بلكه عاشقم بدونه
واسه سر سپردگي هاش ديگه لايقم بدونه
اما امروز يه غريبست كه فقط به من مي خنده
دل و ديوونه مي دونه در رو ديوونه مي بنده
در رو ديوونه مي بنده