تبليغاتX
دیوانه ای در حسرت عشق

مشخصات من عاشق نام : گمنام... شهرت : آواره.... شغل : عاشق....نام پدر: پريشان.... نام مادر: گريان.... نام خواهر : نگران.... نام دوست : بامرام ... نام اطرافیان: بي خيال.... محله : از ديار فراموش شدگان.... درد : سکوت.... غزل : آه ....دبيرستان : عاشقان..... جرم : دوست داشتن بی دلیل ..... محکوم : به زنده ماندن ...پلاک : بيکران...... نشاني :شهر صفا ، ميدان وفا ، بزرگراه محبٌت ، خيابان آشنايي ، چهارراه سرگرداني کوچه غم




مرا اينگونه باور کن... کمي تنها ، کمي بي کس ، کمي از يادها رفته... خدا هم ترک ما کرده ، خدا ديگر کجا رفته...؟! نمي دانم مرا ايا گناهي هست..؟ که شايد هم به جرم آن ، غريبي و جدايي هست..؟؟؟ مرا اينگونه باور کن





قلم توتم من است ، توتم ماست ، به قلمم سوگند ، به خون سیاهی که از حلقومش می چکد سوگند ، به رشحه ی خونی که از زبانش می تراود سوگند ، به ضجه های دردی که از سینه اش بر می آید سوگند...

که توتم مقدسم را نمی فروشم ، نمی کشم ، گوشت و خونش را نمی خورم ، به دست زورش تسلیم نمی کنم ، به کیسه زرش نمی بخشم ، به سر انگشت تزویرش نمی سپارم

دستم را قلم می کنم و قلمم را از دست نمی گذارم ، چشم هایم را کور می کنم ، گوشهایم را کر می کنم ، پاهایم را می شکنم ، انگشتم را بند بند می برم ، سینه ام را می شکافم ، قلبم را می کشم ، حتی زبانم را می برم و لبم را می دوزم....

اما قلمم را به بیگانه نمی دهم

استاد دکتر علی شریعتی





POWER BY : BLOGFA


tkbleak.com

.......

توي اين نامه ي آخر واسه من نوشته بودي

واسه اين قلب عاشق تو مثل فرشته بودي

تو نوشتي اگه دوريم تو دل هم خونه داريم

هرجاي دنيا كه باشيم عشق و ياد هم مياريم

كار از اين حرفا گذشته،تو ديگه بر نمي گردي

از همون لحظه بريدي،كه خداحافظي كردي

تو بگو با چه اميدي چشم به راه تو بمونم

وقتي كه از توي چشمات

ته قصه رو مي خونم

اگه دل بريدي از من دل من ، اما باهات

رفتنت من و سوزونده

نوبت خاطره هات

نوشته شده توسط : شهاب | موضوع : | لينک ثابت|


آمار بازديد
افراد آنلاين :
بازديدهای دوستان: